|
آنکه بر در میکوبد شبا هنگام به کشتن چراغ آمده است! نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.....ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است......... آنک قصابانند با کنده و ساطوری خون آلود و تبسم را بر لبها جراحی میکنند و ترانه را بر لبان........خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد.........مثل همیشه!
بی تو دنیا بر سرم آوار شد بین ما هر پنجره دیوار شد درد ما در بودن ما ریشه داشت مردن و رفتن علاج کار شد آنکه اول نوشدارو می نمود بر لب ما زهر نیش مار شد! عیب از ما بود از یاران نبود تا که یار یار شد بیزار شد؟! عاقبت با حیله سودا گران عشق هم کالای هر بازار شد آب یکجا مانده ام دریا کجاست؟ مردم از بس زندگی تکرار شد NoBody! Turkey 8/2/2008 A.H.H + نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386 7:40 توسط آوا
|
| ||||||